على زمانى قمشه اى

341

هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )

ادعاى وى قادر است در رصدهاى نجومى گوناگون ، جانشين چهار ابزار نجومى بطلميوس ( كه در مجسطى آمده ، يعنى اسطرلابون ، ذات الحلق نصف النهارى ، ذات الحلق استوايى و ذات الشعبتين ) شود ، امّا اساسا فقط جانشين مناسبى براى اسطرلابون است . گذشته از يك ذات الحلق ، كه فقط زرقالى دربارهء آن توضيح داده و ترجمهء لاتينى كهنى از آن باقى است ، در اين اثر براى نخستين بار يك ابزار رصدى در اندلس وصف شده است . اين ابزار ، همچون ذات الحلق ، بزرگ بوده است و گونهء اوليهء توركيتم - كه بعدها در اروپا به كار رفت - فرض مىشود . ابزار اخير را برنارد وردونى و فرانكو لهستانى نخستين بار در قرن هفتم / سيزدهم در يك متن لاتينى وصف كرده‌اند كه تركيبى از اسطرلابون ( نوعى ذات الحلق ) بطلميوس و اسطرلاب مسطح است ، امّا ابزارى كه در متن عربى اصلاح المجسطى وصف شده با ابزارى كه در ترجمه‌هاى لاتينى وصف گرديده ، متفاوت است . شگفت اينكه ابزار وصف شده در متن عربى به توركيتم شباهت بيشترى دارد . تشابه ابزار نجومى جابر با توركيتم ، در جانشينى قطعاتى ساده‌تر به‌جاى حلقه‌هاى تودرتو با حفظ همان زاويه‌بندى است ، اگرچه فاقد درجه‌بندى ساعت و دايرهء مدرج ( در كنار عضاده ) است كه معمولا در توركيتم وجود دارد . ابزار رصدى جابر ظاهرا در جهان اسلام مورد توجه قرار نگرفته است . ركيو مونتانوس ( رياضيدان ايتاليايى 839 - 879 / 1436 - 1474 ) در 873 - 874 / 1469 ، براى نخستين بار ، از اين ابزار در فهرست ابزارهاى نجومى غير قابل حمل ياد كرده است . احتمال دارد كه مخترعان توركيتم از نوشتهء جابر دربارهء ابزار ابداعىاش آگاه بوده باشند ولى شواهدى در اين‌باره در دست نيست . احتمالا جابر خود متن رسالهء اصلاح ، يا دست‌كم مباحث مثلثاتى آن ، را